خاطرات من و ني ني

اصراف ممنوع !

  اصراف ممنوع ! هر كي يه نظري داره خب. منم خيلي روي اصراف كردن حساسم.اصلا شده وسواس برام.زجر مي كشم چيزي هدر بره.خسيس نيستم ها! اتفاقا ولخرجم.اما توي استفاده كردن از همه چي بي انصافي نمي كنم. با خودم فكر كردم موقعي كه ني ني بياد توي دلم خودمو به آب و آتيش نزنم كه يه سيسموني توپي داشته باشه. مامانم ميگه من بي عدالتي نمي كنم همون جور كه براي خواهرات بهترين سيسموني رو دادم براي تو هم همون كارو مي كنم.     و.......       اما من زير بار نمي رم. من عقيده ندارم كه مادر و پدر خانم بايد سيسموني بيارن چون اين يه تصميميه كه زن و شوهر مي گيرن خودشونم بايد به چشمشون ديده باشن از پس مخارجش...
1 بهمن 1391

انتخاب اسم

انتخاب اسم اسم يه چيزيه كه يه رابطه تنگاتنگي با خود فرد پيدا مي كنه پس نبايد  ساده از كنارش گذشت. من شنيدم افرادي بودن كه به رابطه اسم و شخصيت اعتقاد كامل داشتند اما خودم نمي تونم نظري در اين مورد بدم.چون اطلاعاتي در مورد نظر اون افراد ندارم.   مي گن از وظايف پدر و مادر تعيين اسم نيكو براي بچه هاشونه. پس مهمترميشه قضيه!   اسم از نظر من بايد يه مشخصاتي داشته باشه:   1- اسم طوري نباشه كه بچه بعدا خجالت بكشه و بايد با دوره و زمونه نسل بعد ما كه نسل بچمونه تناسب داشته باشه. 2- اسم زيبا باشه و معني خوبي داشته باشه تا بچه به معني اسمشم افتخار كنه. 3- اسم توي لهجه هاي مختلف ...
1 بهمن 1391

***اميد ***

  ***               اميد             *** تا حالا فكر كردين اگه به معناي واقعي اميدي در كار نبود چي مي شد؟   اصلا فكر كردن بهش يه جور نا اميديه! ولي خوب من فكر مي كنم اگه اميدي نبود زندگي جريان (به معناي جاري بودن ها نه فقط كلمه جريان) نداشت. راكد و بي معني............ بچه بدنيا مياد اگه اميدي نباشه مادر و پدر براي چي تمام سعيشونو بكنن كه همه چي خوب باشه؟ اگه يه سرماي كوچولو بخوره بدون اميد ......... اگه به سن مدرسه برسه بدون اميد اصلا چرا بره مدرسه؟ چرا ازدواج كنه؟ چرا بچه دار ...
1 بهمن 1391

تفاوت سني 2 تا بچه؟

من تحقيقات كردم ديدم توي كتابهاي روانشناسي نوشته بهترين تفاوت سني بين دو تا ني ني 2-3 ساله..... تصور كه مي كنم خيلي سخت بايد باشه . ديدم بعضيا چقدر سختي مي كشن با 2 تا بچه كوچيك. اما وقتي دقيق تر مي شم مي بينم محسنات زيادي داره. مثلا اينكه دوتاشون توي يه دوره با همه مراحل مختلف رشد و تربيت رو مي گذرونن و يه جور كمك هستند براي هم. وقتي بزرگ بشن خيلي به درد هم مي تونن بخورن. هم اينكه شايد براي بچه دوم اگه فاصله زياد بشه اون حوصله جووني رو آدم نداشته باشه و زياد مثل اولي نتونه اونجور كه دلش مي خواد تربيتشو پيش ببره. شايد بچه كه باشن راحت تر باشه اختلاف سني زياد بينشون اما هر چي بزرگتر بشن فاصله بينشون عميق تر ميشه. پس تصميم گرف...
30 دی 1391

چي مي خورم؟

از اون جايي كه من و باباي ني ني  فوق العاده  در قبال سلامتي خودمون و صد البته ني ني آيندمون  احساس مسئوليت مي كنيم،در نتيجه به خورد و خوراكمون خيلي اهميت مي ديم كه سالم باشه و مفيد.......حالا مي گم منظورم دقيقا چيه. مثلا من كه آدم اهل ميوه اي نبودم.الان چند ماهيه بالاجبار بايد قبل شام حتما يه ظرف پر انواع ميوه رو بخوريم.........   يا مثلا عرق كاسني شبي نصف استكان   قاووت يا همون قوتوي كرمان روزي يه قاشق   خرما با چايي به جاي قند   عسل حتما  هنگام صبحانه اگه نشد شربت عسل عصرانه   كندر هراز گاهي جويده مي شود...........اولش كه تلخه بعدش آدامس باحال ميشه زعفرون كه عشق منه ...
30 دی 1391

شعر های خودم برای بابا...............(2)

  نفس کشیدن سخته تو رو ندیدن سخته دلم اگه تو رو بخواد راستشو گفتن سخته میای تو خوابم شب و روز خوابو کشیدن سخته ترجمه چشای تو وقتی که بسته اس سخته بوسه آخر یادمه سکوتت اما سخته رفتی ولی واقعیت پذیرشش خب سخته تلخ تر از هر زهری  بی پدری بد سخته بابای مهربون من هما بودن هم سخته کاش بودی ای وجود من باور کوچت سخته   ...
30 دی 1391