خواهرم دردت به جونم
خواهرم راحله اینبار نه برای خودم و نه برای پاره تنم قراره بنویسم.بلکه قراره حرفای دلمو برای تو یعنی خواهر بزرگترم بنویسم. راحله عزیزم این روزها روزهای پر سختی برای توست و چه زجر آور برای من ِ خواهر که نتونم در آغوشت بگیرم و سر روی شونم بذاری و های های گریه کنی.منو ببخش که زمانه با ما چه کرده ، بسوزه پدر غربت که هر کدوممون یه شهری هستیم. نمی تونیم به وقت احتیاج آغوش گرم همدیگه رو داشته باشیم. وقتی شنیدم بهترین دوستت که نزدیک 20 سال با هم دوست بودین رو از دست دادی انگار دوست و خواهر خودمو از دست دادم وقتی بهم گفتی و پای تلفن با هم های های گریه کردیم لعنت فرستادم به فاصله ها..... هی می گفتی هما خودتو ناراحت نکن غصه خوردن برات...
نویسنده :
هما
12:52


